counter create hit

مطالب مرتبط:

درخواست ترامپ در دیدار آتی با ولی عهد ابوظبی: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، روابط خود با ایران را قطع کنند

برخی منابع در دولت آمریکا فاش کردند که دونالد ترامپ خواهان قطع کامل روابط کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با ایران است.

دیدار وزیر خارجه ونزوئلا با ظریف

دیدار وزیر خارجه ونزوئلا با ظریف

به گزارش جهان نیوز، در این دیدار طیف وسیعی از موضوعات در روابط دو جانبه و مسائل منطقه ای و بین المللی مورد گفتگو و تبادل نظر قرار گرفت. بررسی و مرور روابط دو جانبه بویژه در حوزه اقتصادی ، تحریم ها و مداخلات آمریکا علیه کشورهای مستقل، بازار نفت، مسایل آمری ...

صحنه های تأثر برانگیز در خیابان های پاریس

صحنه های تأثر برانگیز در خیابان های پاریس

به گزارش جهان نیوز،ولادمیر آنتاکی از اهالی پاریس از اکتبر گذشته به ثبت زندگی دشوار پناهحویان در خیابان های پاریس پرداخته است. مجموعه عکس های او با نام «پرتره های خانوادگی» نشان می دهد خانواده های پناهجویان با دشواری در خیابان های این شهر زندگی می کنند. وی هدفش را ا ...

نقش های وارونه یک زن!!

زن و مرد دارای دو روحیه پنهان هستند. در وجود زن ها، هم روحیه زنانه وجود دارد و هم روحیه مردانه و در مردان نیز روحیه مردانه و زنانه وجود دارد. عمل و عکس العمل هر زن و مردی به چگونگی  رشد و تحول این روحیات بستگی دارد. به طور طبیعی روحیه مردانه در مردا ...

متقاضیان وام ازدواج به بانک ها مراجعه نکنند

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از وجود حدود ۱۵۰ هزار متقاضی دریافت وام ازدواج که تا سال گذشته درخواستشان را در سامانه ثبت کرده، اما هنوز وام خود را دریافت نکرده اند، خبر داد. ...

زمان تخصیص اعتبار وام ١٥ میلیون تومانی ازدواج

نایب رییس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با اشاره به رایزنی های صورت گرفته با بانک ملی ایران، از تخصیص اعتبار وام ١٥ میلیونی ازدواج به بانک های عامل از اول اردیبهشت ٩٧ خبر داد. ...

طنز؛ از اهدای جایزه کَن تا ثبت نام احمدی نژاد در گینس!

علی زراندوز در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: سخنگوی بانک مرکزی اعلام کرد وام ازدواج 150 میلیارد تومانی که به زوجین پرداخت می شود، فقط شامل حال زوجین ایرانی می شود و جوانانی که از کشور روسیه به هوای گرفتن وام ازدواج به ایران می آیند تا همسر ایرانی بگیرند، شامل دریا ...

نباید برای باج ندادن به آمریکا به روسیه باج دهیم/ روابط کنونی ما با روسیه استراتژیک نیست

نشست «بحران روابط روسیه با غرب و چشم انداز آینده» با حضور حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل روسیه و حمیدرضا عزیزی، استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی، به همت گروه روابط بین الملل انجمن اندیشه و قلم و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. ...

روحانی: تهران و مسکو در مسیر روابط راهبردی قرار دارند

رئیس جمهور با تاکید بر اینکه تهران و مسکو در مسیر روابط کاملاً راهبردی قرار دارند، اظهار داشت: روابط دوجانبه، منطقه ای و بین المللی ایران و روسیه در سال های اخیر در طول دهه های گذشته کاملاً ممتاز بوده و امروز روابط بسیار صمیمانه و گسترده ای بین دو کشور برقرار شده است ...

زندگی مشترک موفق، چطوری یاد همسرم بدم؟

در زندگی مشترک هیچ یک از طرفین حق ندارند، موضوعات فی مابین را به خانواده خود منتقل کنند، مگر اینکه این موضوع مورد توافق دو طرف باشد و به دلیل خاصی این کار صورت بگیرد. ...

ازدواج با دختر بزرگتر از خود، اشتباهه؟

از یه دختر خوشم اومده بزرگتر از منه، چی کار کنم؟

دانستن مسائل زناشویی، چگونه یاد بگیرم؟

مدتی است که خواستگاران زیادی با موقعیت های عالی دارم و خودم هم دوست دارم ازدواج کنم ولی متاسفانه چون هیچ اطلاعی از مسایل زناشویی ندارم، رد می کنم، چی کار کنم؟ ...

پیشگیری از ابتلا به کبد چرب با تغییر سبک زندگی

زمانی که کبد چرب با دیابت و فشار خون همراه شود، ریسک بیماری و خطر مرگ را چندین برابر می کند، بنابراین تشخیص بموقع این بیماری در افراد، حائزاهمیت است. بعلاوه تغییر سبک زندگی در پیشگیری از ابتلا به این بیماری بسیار موثر است. ...

عشق شرقی با «در انتظار گودو» تلفیق شد

نمایش «عشق شرقی گودو» اثری است که از ۲۶ فروردین در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود و به گفته کارگردان آن، تلفیقی از سلوک عشق در شرق و تم نمایشنامه «در انتظار گودو» است. ...

ظریف با وزیر روابط بین المللی نامیبیا دیدار کرد

وزیر امورخارجه کشورمان با وزیر روابط و همکاری های بین المللی نامیبیا دیدار و گفتگو کرد.

مهندس با یک همکار در محل کار, ازدواج, راهنما, رابطه, راز, پنهان بماند!

خانم مهندس با کارگر شرکت ازدواج کرد تا رابطه پنهانی اش، پنهان بماند!

ازدواج یک مهندس با همکارش | "عاشق" یک همکار در محل کار خود توسط فرزاد (که بهتر است) از همه چیز با خبر بود و حتی تمام تصاویر من. متاسفانه هنگامی که شما را در درک چه حیوانی دولت است که دیگر راه پس و آن را نداشت. آن روز هنوز کابوس دیوانه وار در مقابل چشمان من. پسر وارد اتاق شد و بدون مقدمه از من وو. ازدواج بزرگ زن مهندس همکارگروه حوادث: زهره صفاری/ زمانی که متوجه شدم یکی از همکاران در این رابطه و با یکی از کارکنان مطلع است. به نگه داشتن در حال به سلیقه آره من اما...به دلیل اهمیت شدید خانواده, درگیری, فیزیکی, و غیره. کار در ایستگاه نقاشی شده است. همه آشفته و عصبی بودند اما بیشتر چه قبل از آمدن به چشم. تفاوت ظاهر آنها با یکدیگر است. یک زن جوان "," نامیده می شد به رغم ناراحتی شدید ، همچنان شیک و بخشی. اما "عشق" است به نام تخت من نمی بینم که متناسب با همسرش داشت. سکوت سنگینی فضای اتاق را پر کرده بود. نگاهی بدون عشق بین آنها رد و بدل شد تا اینکه «حبیب» سکوت را شکست وگفت: «زنم با خانواده‌ام کنار نمی‌آید و مدام بهانه‌گیری می‌کند. او مادرشوهر را دشمن می‌داند در حالی که مادرم توقع زیادی از او ندارد فقط دوست دارد عروسش بیشتر به او رسیدگی کند و کارهای خانه‌اش را انجام دهد. اما همسرم با بی‌توجهی‌هایش مادرم را اذیت می‌کند. «ملیکا» از خانواده‌ام خوشش نمی‌آید و در میهمانی و شب نشینی‌ها همیشه بی‌بهانه جاروجنجال و دعوا راه می‌اندازد. ما خانواده‌ای سنتی هستیم و دوست داریم همیشه دور هم باشیم اما همسرم از جمع فراری است... از رفتارهایش خسته شده ام، زندگی خودم وخانواده‌ام را جهنم کرده.»«ملیکا» که تا آن لحظه سکوت کرده بود با شنیدن این حرف‌ها چشمانش از خشم پر از اشک شده بود و دندان‌هایش را روی هم می‌سایید. وقتی شوهرش از اتاق به بیرون هدایت شد به هق هق افتاد وگفت: «من به خاطر یک اشتباه بچگانه مجبور به تحمل این زندگی شده ام. هیچ عشقی بین ما نیست. از او و خانواده‌اش متنفرم. اگر پای آبرویم وسط نبود یک لحظه هم زیر یک سقف با او نمی‌ماندم. سه سال قبل بعد از گرفتن مدرک لیسانس معماری، در شرکتی ساختمانی کار پیدا کردم. به خاطر سن و سال کم و شیطنت هایم، خیلی زود توجه همه به من جلب شد. «فرزاد» یکی از کارمندان شرکت بود. چرب زبان و خوش چهره بود و در کمتر از چند روز توانست مرا شیفته خودش کند. گرچه رابطه ما هر روز صمیمی‌تر می‌شد اما در شرکت طوری برخورد می‌کردیم که کسی از ارتباط‌مان خبردار نشود. غافل از اینکه «حبیب» کارگر شرکت از طریق فرزاد از همه چیز خبر داشت و حتی همه عکس هایم را هم از او گرفته بود. متأسفانه وقتی فهمیدم در چه دامی افتاده‌ام که دیگر راه پس و پیش نداشتم. آن روز هنوز کابوس وار جلوی چشمم است. «حبیب» وارد اتاقم شد و بدون مقدمه از من خواستگاری کرد. با شنیدن این حرف شوکه شده بودم. او کارگر شرکت بود و از طرفی وضعیت شغلی و خانوادگی‌اش آنقدر با من فاصله داشت که از شنیدن حرف‌هایش خونم به جوش آمده بود. از طرفی به‌دلیل اینکه نمی‌خواستم کسی از این ماجرا باخبر شود با صدایی لرزان اما آرام به او گفتم: «تو چطور به خودت اجازه دادی که چنین درخواستی از من بکنی؟! اصلاً تو پیش خودت چه فکری کرده‌ای!...» اما او با ریشخند و بدون کلمه‌ای اعتراض از اتاق بیرون رفت که فکر کردم حساب کارحسابی دستش آمده و از موضعش عقب نشینی کرده است. اما همان شب پیامکی از او دریافت کردم که تمام افکارم را به هم ریخت. باورم نمی‌شد اما او تهدید کرده بود اگر به درخواست خواستگاری‌اش جواب منفی بدهم، ماجرای رابطه پنهانی‌ام با فرزاد را به خانواده‌ام می‌گوید و با پخش کردن عکس هایم آبرویم را می‌برد. با اطلاع ازاین موضوع ودرحالی که از ترس و خشم نمی‌دانستم باید چه کار کنم به فرزاد زنگ زدم. در حالی که صدایم از خشم می‌لرزید و به هق هق افتاده بودم موضوع را به اوگفتم. اما درکمال ناباوری خیلی راحت گفت: «حبیب» دوستم بود و با او درد دل کردم.» و...تصور اینکه پدرم با شنیدن حرف‌های «حبیب» چه بلایی سرم می‌آورد برایم وحشتناک بود. حتی جرأت مشورت با کسی را نداشتم. آن لحظه تنها فکری که به ذهنم رسید، این بود که بدون هیچ سر و صدا به خواسته «حبیب» تن دهم و با او ازدواج کنم. وقتی «حبیب» با خانواده‌اش به خواستگاری‌ام آمد، پدر و مادرم با دیدن او یکه خوردند. اما من با اینکه از ناراحتی حتی نمی‌توانستم حرف بزنم با لبخندی تصنعی خودم را به حبیب علاقه‌مند نشان دادم.اما پس از برگزاری مراسم خواستگاری پدرومادرم بشدت با این ازدواج مخالفت کردند ولی حبیب هر شب پیام می‌داد و تهدیدم می‌کرد. خانواده‌ام تحت هیچ شرایطی راضی نمی‌شدند اما بالاخره آنقدر گریه و زاری کردم تا اینکه باورشان شد عاشق شده ام.به همین خاطروقتی چاره‌ای جز پذیرفتن شرایط ندیدند دراوج بی‌میلی و ناراحتی، جواب مثبت دادند. اما مراسم ازدواج ما خیلی ساده برگزار شد و با مردی که هیچ تناسبی با من نداشت، زیر یک سقف رفتم. سه سال است به خاطر یک اشتباه کودکانه زندگی‌ام تباه شده است و فقط «حبیب» و خانواده‌اش را تحمل می‌کنم. شوهرم با من مثل برده برخورد می‌کند و اگر کاری خلاف میلش انجام دهم مرا به باد کتک می‌گیرد. دیگر تحمل این شرایط را ندارم و هیچ چیزی برایم مهم نیست. تنها می‌خواهم از این زندگی لعنتی خلاص شوم.اوفکر می‌کند من باید نوکرمادروخانواده‌اش باشم. درآمد چندانی هم ندارد که بخواهد امور زندگی‌مان را اداره کند. به همین خاطر مجبورم کارکنم و با درآمدم، چرخ زندگی را هم بچرخانم. اما حالا که بیشتر به خودم آمده‌ام فهمیده‌ام چه بلایی سرجوانی و آینده‌ام آورده‌ام. ضمن اینکه دل پدر و مادرم را هم شکسته‌ام و آنها را نیز بشدت رنجانده‌ام.» و...ازدواج‌های اجباریبهناز عطایی، کارشناس ارشد مشاوره و مددکاری «مرکز مشاوره آرامش» وابسته به پلیس اصفهان درتحلیل این پرونده گفت: این ازدواج اجباری بدون هیچگونه علاقه، عشق، صمیمیت و محبت و تنها با یک تهدید شکل گرفته است. از آنجا که زن جوان نگران ازدست رفتن آبرویش بوده تن به این ازدواج داده. ضمن اینکه در طول زندگی سه ساله‌شان حتی خشونت و بدرفتاری‌های همسرش را هم مخفی نگه داشته که با این سکوت هر روز آتش نفرتش شعله ور شده بود. این زن در سن پایین، با تجربه کم و تصمیمی عجولانه تن به ازدواجی عجیب داده است. از طرفی همراه نبودن خانواده‌ها و نداشتن بلوغ فکری قربانی و ورود زودهنگامش به دنیای کار موجب بروزمشکلات جدی برایش شده است.اما توصیه ما این است که افراد قبل از ازدواج، شناخت کاملی از نیازهای مربوط به خود، شریک آینده زندگی و خانواده‌ها داشته باشند. همچنین با شناخت از طرف مقابل و خانواده اش، به‌شرایط، سبک زندگی و شباهت‌های فرهنگی یکدیگر توجه کنند.نکته مهم دیگراینکه دخترجوان تحصیلکرده قبل ازاین ازدواج می‌توانست به مراکزمشاوره مراجعه کرده و پس از دریافت مشورت‌های لازم پیش از ازدواج، تصمیم منطقی را اتخاذ می‌کرد. چراکه بی‌تردید سرنوشت چنین ازدواج‌هایی از ابتدا مشخص است.پس دختران و پسران جوان می‌بایست قبل ازهرتصمیمی برای ازدواج، شرایط را از ابعاد مختلف بررسی نمایند تا درآینده دچار چنین سرنوشت‌های شومی نشوند.