counter create hit

مطالب مرتبط:

هجوم کاربران به صفحه روحانی در اینستاگرام

صفحه اینستاگرام حسن روحانی مورد هجوم کاربران ایرانی قرار گرفته است.

ارجاع پرونده روزنامه جمهوری اسلامی به هیئت نظارت بر مطبوعات

مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی از ارجاع پرونده روزنامه جمهوری اسلامی به هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل بی توجهی این روزنامه به تذکر اداره کل یاد شده، خبر داد. ...

هشدار هند به ورود غیرقانونی به آب های ایران

دولت هند ضمن تاکید بر اقدام قانونی پرسنل نیروی دریایی سپاه در حراست از آب های ایران، به اتباع جویای کار خود نسبت به حضور در قایق های ماهیگیری اماراتی، عربستانی و بحرینی که ممکن است وارد آب های ایران شوند، هشدار داد. ...

لیبرمن: اجازه حضور دائم ایران در سوریه را نمی دهیم

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی طی سخنانی گفت که این رژیم به هر بهایی اجازه حضور دائم ایران در سوریه را نمی دهد.

گوترش: نگذارید اوضاع سوریه از کنترل خارج شود

دبیرکل سازمان ملل تلفنی با سفرای پنج عضو دائم شورای امنیت درباره مسأله سوریه گفت و گو کرد.

گلچین مداحی شهادت امام موسی کاظم (ع)

به گزارش جهان نیوز، فایل صوتی گلچین مداحی شهادت امام موسی کاظم (ع) با نوای مداحان اهل بیت (ع) در این گزارش قابل دریافت است.   گلچین مداحی شهادت امام موسی کاظم (ع) با نوای سید مجید بنی فاطمه    عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را (روضه) ا ...

نویسندگان فیلم A Quiet Place برنامه هایی برای دنباله آن دارند

فیلم نامه نویسان فیلم A Quiet Place، برایان وودز (Bryan Woods) و اسکات بک (Scott Beck) برای دنباله فیلم ترسناک موفق شان برنامه هایی دارند که بصورت غیرقابل انتظاری، در رتبه اول قرار گرفته و هفته گذشته در افتتاحیه خود ۵۰ میلیون دلار ف ...

کابینه انگلیس امروز درباره سوریه تصمیم می گیرد

نخست وزیر انگلیس امروز (پنجشنبه) نشستی فوق العاده با وزرای کابینه درباره تحولات سوریه خواهد داشت گزارش رسانه ها حاکی از آن است که نتیجه این رایزنی به مداخله نظامی لندن در واکنش به حمله شیمیایی ادعایی در سوریه منجر خواهد شد. ...

کاسبی حامد بهداد با اسم فردین و بهروز وثوقی

بازیگری سینما یک مفهوم است و فقط قدرت بیان و استفاده از زبان بدن و این ها نیست، اصلا شاید بازیگری در زمانه فعلی بیشتر از این که تکنیک یا احساس بخواهد، زمان سنجی می خواهد. تصور کنید شما بازیگری هستید که طی چند وقت اخیر کمتر در مرکز توجه بوده اید! ...

مطالبات فرهنگیان در اردیبهشت پرداخت می شود

وزیر آموزش و پرورش از دریافت تنخواه از خزانه برای پرداخت مطالبات فرهنگیان در اردیبهشت ماه جاری خبر داد.

آدم هایی درگیر ترس، تردید و انتخاب/ روایت قلی پور از «تابوت عهد»

عماد قلی پور، کارگردان «تابوت عهد» می گوید این نمایشنامه دو نفره را می توان با سه کلمه توصیف کرد؛ ترس، تردید و انتخاب.

اهدای جایزه بهترین فیلم اول در جشنواره جهانی فجر

امسال برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر، جایزه ای به فیلم های اول اهدا می شود که داوران این بخش شامل دو سینماگر خارجی و یک ایرانی خواهند بود.

کشف پنج محموله جدید قاچاق انسان

ماموران گمرک طی پنج عملیات جداگانه موفق به کشف ۱۷ نفر قاچاق انسان شدند و به همین ترتیب تعداد کشف قاچاق انسان توسط ماموران گمرک به ۴۳ نفر در سال ۹۷ رسید. ...

ساخت «باران سرب» منتفی شد/ «دام» را با موضوع تکفیری ها ساختم

به گفته داریوش غذبانی کارگردان سینما، ساخت فیلم سینمایی «باران سرب» به دلیل مشکلات مالی منتفی شد.

اردوغان: به همکاری مان با ایران پایبند هستیم

رئیس جمهوری ترکیه امروز (پنجشنبه) تاکید کرد: به ائتلافمان با واشنگتن، شراکتمان با روسیه و همکاری مان با ایران پایبند خواهیم بود.

رایزنی ظریف و وزیر خارجه نامیبیا

وزیر خارجه ایران ضمن شرکت در همایش اقتصادی مشترک ایران و نامیبیا با وزیر خارجه نامیبیا در ویندهوک دیدار و گفتگو کرد.

حاتمی کیا: به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم

کارگردان فیلم سینمایی به وقت شام با بیان اینکه به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم و هدفم آشنایی مردم با داعش و مدافعان حرم بود گفت: مدافعان حرم بسیار مظلومند. ...

پامپئو: تلاشم متمرکز بر اصلاح برجام خواهد بود

گزینه ترامپ برای تصدی پست وزارت خارجه آمریکا می گوید که تصمیمش برای برجام، همان تصمیم ترامپ و آرزویش، اصلاح معایب این توافق است؛ پامپئو همچنین می گوید که اگر نتوانست برجام را اصلاح کند، با متحدان آمریکا برای رسیدن به توافقی بهتر، همکاری خواهد کرد. ...

فیلم منتسب به علم الهدی صحت ندارد

فیلمی که به تازگی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، سخنرانی حجت ا لاسلام علم الهدی نیست.

از رمان "شکوه زندگی" سه روایت از آنچه عشق

درباره رمان «شکوه زندگی»، روایتی از کافکای عاشق

هفتگی کرگدن - یک پیام از حیدر خزر: "شکوه زندگی" عنوان رمانی است از اتریش سناریوی اصلی که منتشر جدید به تازگی با ترجمه محمد همتی منتشر شده است. اتریش سناریو خانه است که در سال 1961 به دنیا آمد و از نویسندگان امروز ادبیات آلمانی زبان است. آن است که در این رمان به حساب بخشی از زندگی فرانتس کافکا ... داستان است که به دنبال نشان دادن جنبه های دیگر از صورت است: آنچه را دوست دارم. زندگی و کار کافکا است که همیشه از جنبه های مختلف توجه ممکن است حاضر به اثر آن در بسیاری از کتاب شاعران بعد از او می توان دید. تاکنون نقدها و تفسیرهای متعددی درباره زندگی و آثار کافکا نوشته شده که برخی از آن ها به فارسی هم ترجمه شده اند. از میان آن ها می توان به «کافکا به روایت بنیامین» (ترجمه کوروش بیت سرکیسفل نشر ماهی)، «از کافکا تا کافکا»ی موری بلانشو (ترجمه مهشید نونهالی، نشر نی) و «کافکا: به سوی ادبیات اقلیت» ژیل دلوز و فلیکس گوتاری (با چند ترجمه مختلف از جمله شاپور بهیان، نشر ماهی) اشاره کرد. از کافکا نامه ها و یادداشت هایی هم به جا مانده که آن ها نیز مورد توجه زیادی بوده اند. برای مثال الیاس کانه تی که خودش تحت تاثی آثار کافکا بوده، در کتابی با عنوان «محاکمه دیگر» به سراغ نامه های کافکا به فلیسه رفته است. این کتاب را نیز چند سال پیش نشر نو با ترجمه ناصر غیاثی منتشر کرد. با این حال در طول چند دهه ای که کافکا در ایران مورد توجه بوده، غالبا چهره ای کلیشه ای از او وجود داشته و بر مسائلی مثل ترس از پدر، ترس از ازدواج، یاس، عقده حقارت و... تاکید شده است. و ویژگی های دیگر اثار او از جمله طنز پنهان و نهفته در داستان هایش در حاشیه قرار گرفته اند. از این حیث روایت کومپفمولر در «شکوه زندگی» قابل توجه است. چرا که در این رمان می توانیم کافکایی دیگر را جست و جو کنیم. «شکوه زندگی» به کافکا و رابطه او را دورا دایامانت مربوط است، اما بیش از آنکه به زندگینامه او مربوط باشد به عنوان یک اثر داستانی مستقل مطرح است. نویسنده رمان در بخشی از موخره اش درباره نامه های کافکا و دورا دایامانت نوشته: «اثری از نامه نگاری فرانتس کافکا و دورا دایامانت باقی نمانده است. دورا دایامانت در تابستان سال 1924، تعداد بیست دفتر یادداشت و 35 نامه کافکا را با خود به برلین برد که در ماه اوت 1933، گشتاپو در تفتیش خانه اش آن ها را مصادره کرد و از آن تاریخ گمشده به شمار می آیند. دورا دایامنت تا سال 1936 در آلمان زندگی کرد و پس از آن سه سال در اتحاد جماهیر شوروی ساکن بود. اندکی پس از شروع جنگ جهانی دوم به انگلستان مهاجرت کرد و همان جا در سال 1952 در 54 سالگی درگذشت. پدر کافکا تا سال 1931 و مادرش تا سال 1934 زنده بودند. خواهران کافکا، الی و والی و اوتلا و همچنین خواهرزاده ای به نام هانا در سال های 43- 1942 در اردوگاه های شلمنو و آشویتس کشته شدند.» محمد همتی پیش از «شکوه زندگی» کتاب های دیگری در ارتباط با کافکا ترجمه کرده بود: زندگینامه کافکا به قلم کلاوس واگنباخ در نشر پارسه و «عروسک کافکا» گرت اشنایدر در نشر نو. به مناسبت انتشار «شکوه زندگی» با محمد همتی درباره این رمان و ویژگی هایش گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید. پیش از «شکوه زندگی» آثار دیگری که به نوعی با کافکا مربوط بودند، ترجمه کرده بودید و به نظر می رسد با دغدغه کافکا همراه هستید. این طور نیست؟ به نظرم این کافکاست که با ما همراه است. حتما صفت کافکایی یا کافکائسک را شنیده اید. مثلا الان وضعیت زلزله زدگان کرمانشاه یک وضعیت کافکایی است. مردم بی خانمان در زمهریر زمستان کرمانشاه زیر چادرهایی پناه گرفته اند که هوای داخلشان سردتر از هوای بیرون است. بگذریم... هر کس به ادبیات پناه ببرد، همان دم در کافکا را می بیند که ایستاده و منتظرش است. در مورد خودم بهتر است بگویم بیشتر دغدغه این وضعیت کافکایی را دارم تا دغدغه کافکا. سال ها پیش زمانی که هنوز قلم در دست گرفتن و نشستن پشت میز ترجمه را می آموختم، زندگینامه ای از کافکا را تحت سرپرستی آقای رضا نجفی ترجمه کردم. بعد از آن رمان عروسک کافکا» را در نشر نو کارکردم و بعد به سراغ رمان «شکوه زندگی» رفتم. از میان مترجمان معاصرمان می توانم به ناصر غیاثی اشاره کنم که می دانم واقعا دغدغه کافکا و شناساندنش را دارد. میشاییل کومپفمولر از نویسندگان امروز ادبیات آلمانی زبان است که پیش تر در ایران شناخته شده نبود. چرا به سراغ این نویسنده و مشخصا رمان «شکوه زندگی» رفتید؟ به نظرم یکی از وظایف مترجمان شناساندن صداهای نو در ادبیات است. «شکوه زندگی» درواقع پیشنهاد نشر نو بود. راستش را بخواهید، در آغاز نگران بودم اثر جز نام کافکا چیزی نداشته باشد و به همین خاطر ترجمه را برای مدتی به تعویق انداختم تا این که بالاخره به سراغ این اثر رفتم و دیدم نویسنده کارش ورای این حرف هاست. کومپفمولر چه جایگاهی در ادبیات امروز آلمانی زبان دارد و سبک داستان نویسی او تحت تاثیر چه نویسندگانی است؟ به نظرم نویسنده امروزی، آن هم اروپایی یا به طور مشخص غربی منابع الهام متعددی در اختیار دارد. یافتن رگه های تاثیرپذیری در آثار امروزی کمی دشوار است یا دست کم من آدمش نیستم. البته این سوالی است که در دیدار بعدی با او حتما خواهم پرسید. کومپفمولر هم مثل هر نویسنده خوبی شاخک های تیزی برای فهم جهان معاصر دارد و آثارش هم گواه بر همین است. او به دلیل همین تیزبینی در سال 2013 برای کتابش، «پیامی به همه»، برنده جایزه ادبی آلفرد دوبلین شد. از این گذشته کومپفمولر نشان داده است دست توانایی در نوشتن آثاری با الهام از زندگی نویسندگان و ادبا دارد. همین تازگی که او را در برلین دیدم، گفت به پیشنهاد ناشر آلمانی «شکوه زندگی»، ماجرای ده روز آخر نویسنده دیگری را برای نگارش رمانی انتخاب کرده است. تردید ندارم در این یکی هم موفق خواهدشد. «شکوه زندگی» مربوط به چه دوره ای از کارهای کومپفمولر است و ای جزو آثار شاخص او به شمار می رود؟ بله، «شکوه زندگی» قطعا جزو آثار شاخص میشاییل کومپفمولر است و تاکنون به بیست و چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است. درواقع موفقیتی جهانی نصیب نویسنده اش کرده است. در مورد این که به چه دوره ای از کارهای کومپفمولر تعلق دارد، من معتقد به تقسیم بندی دوره ای خاص در کارش نیستم. به نظرم این تقسیم بندی ها بیشتر مناسب حال نقاشانی است که صدها اثر خلق کرده اند و در میان آن ها مثلا می شود گفت فلان اثر مربوط به دوره آبی پیکاسو است. «شکوه زندگی» از نظر زبانی چه ویژگی هایی دارد و آیا ترجمه این رمان از لحاظ زبان و نثر دشواری خاصی به همراه داشت؟ روایت کومپفمولر در این رمان به لحاظ سبکی چه ویژگی هایی دارد؟ رمان «شکوه زندگی» رمانی عاشقانه است. تصور من این است که کومپفمولر موفق شده است سبکی برای عاشقانه نویسی بیابد. مثلا جهان را از نگاه کافکا و از زبان او توصیف می کند، اما این توصیف را به صورت نقل قول غیرمستقیم و بی هیچ نشانه نگارشی ای و از خلال ذهن دورا دایامانت می آورد. شما جهان را از پس چشم های دورا می بینید یا از گوش کافکا می شنوید. انگار حتی آن جا که وضعیتی از بیرون توصیف می شود، دانای کلی در کار نیست و خواننده در جهانی بینابین فرانتس کافکا و دورا است. هیچ جای رمان از نشانه گذاری های مرسوم در دیالوگ نویسی خبری نیست. در آغاز خواندن اثر این مسئله کمی گیجم کرد، اما دیدم انتخاب این سبک کاملا در راستای اهداف رمان است. «شکوه زندگی» را میتوان رمانی زندگینامه ای دانست، اما با این حال شیوه روایت آن به گونه ای است که می توان آن را به عنوان اثری مستقل از کافکا و به عنوان رمانی عاشقانه هم در نظر گرفت. نظرتان در این مورد چیست؟ اصلا گرفتاری نوشتن رمان زندگینامه ای همین است. بزرگ ترین آزمون هر اثری این است که به زندگی مشاهیر می پردازد. خوب نیست مترجم از کار نویسنده تعریف کند و مشک آن است که خود ببوید. نظر شخصی ام این است که رمان «شکوه زندگی» در این آزمون سربلند بیرون آمده و همان طور که اشاره کردم خودم هم نگران این مسئله بودم. البته این را هم بگویم که «شکوه زندگی» رمانی صرفا زندگینامه ای یا عاشقانه نیست. از جمله به دغدغه ای پرداخته که مشغولیت ذهنی هر نویسنده ای است و آن انتخاب میان زیستن و نوشتن است. فرانتس کافکا (Franz Kafka) کومپفمولر در دیگر آثارش چقدر به کافکا توجه داشته است؟ این تنها اثر نویسنده در مورد زندگی فرانتس کافکاست و البته موفقیت جهانی اثر سرآغازی شد بر علاقه مندی میشاییل کومپفمولر به نگارش رمان برمبنای زندگی نویسندگان. کومپفمولر در روایت این رمان چقدر به مستندات واقعی زندگی کافکا و چقدر به تخیل خود وابسته بوده است؟ به عبارتی آیا تصویری که این رمان از کافکا ارائه می دهد دقیقا منطبق بر تصویر واقعی او است یا این که نویسنده در جاهایی به واسطه تخیل خود در واقعیت دخل و تصرف کرده است؟ عرض کردم یکی از دشواری های نگارش رمان های زندیگنامه ای همین است. درواقع مثل بندبازی یا حرکت بر لبه پرتگاه است. شما یک طرف نویسنده سرشناسی را دارید که زندگینامه های بسیاری درباره اش نوشته شده و مستنداتی از او هست و یک طرف رمان و همه الزامات این ژانر را دارید. همان طور که در موخره رمان آمده است، مکاتبات دورا دایامانت و کافکا را گشتاپو توقیف کرد و تاکنون هم پیدا نشده اند. شاید روزی این مکاتبات پیدا شود و رابطه این دو را بهتر درک کنیم، اما همین ابهامات زندگی مردان و زنان بزرگ است که به نویسندگان انگیزه خلاقیت می دهد. سال ها پیش برای ترجمه زندگینامه کافکا منابع دیگری را هم خواندم و می دانم که میشاییل کومپفمولر کارش را درست انجام داده است. درست به این معنی که هم زندگی و بخشی از آثار کافکا را به ما شناسانده و هم کافکای عاشق را به ما نمایانده است؛ اما خب مسلم است که ما با یک زندگینامه مواجه نیستیم و اثر، رمان است و باید از عهده کسوت رمان بودنش برآید. البته ناگفته نماد که کومپفمولر کافکا را سر ذوق می آورد. زندگی و آثار کافکا همواره مورد توجه بوده و از الیاس کانه تی تا ژیل دلوز و... هر یک به نوعی به کافکا پرداخته اند. به نظرتان در داستان نویسی معاصر آلمان چقدر می توان تاثیر کافکا را مشاهده کرد؟ چنان که عرض کردم هر کس قدم به جهان ادبیات مدرن بگذارد، همان دم در کافکا را خواهددید که با آن پالتوی بلند و گوش های سیخ به او خوشامد می گوید؛ اما جز این، کافکا راوی مهمترین دغدغه های انسان مدرن است. خود کافکا به گواه پژوهشگران از متفکران معاصرش، عهدین و حتی هنر زمان خود- از جمله هنر نوظهور سینما- تاثیر پذیرفته است. به همین نسبت مرزهای تاثیرگذاری این مرد فراتر از ادبیات آلمانی است. هر جا در هر اثری که وضعیتی پوچ و در عین حال پرخطر توصیف می شود، ما او را می بینیم که با پوزخندی بر لب تماشایمان می کند. آیا آثار دیگری درباره کافکا ترجمه خواهیدکرد؟ امیدوارم. پیشنهادهایی هم به نشر نو داشته ام، اما به قول ابوالفضل بیهقی من به خلفتی بزرگانی ترجمه می کنم که به این کارها نتوانند رسید. همه ادعایم هم زحمتی است که می کشم و نه نتیجه کار. هرجا ببینم این بزرگان مجال کار یافته اند، منتظر می مانم ایشان بدین شغل بپردازند. در هر حال کارهای نکرده در زمینه شناساندن کافکا و آثارش بسیار بیش از شمار مترجمان فعال ماست.